زمین آدم ها
در دنیایی که به بیابانی برهوت تبدیل شده ، ما تشنه یافتن رفقا بودیم : طعم لذت بخش تقسیم کردن نان مان با دوستان باعث شده ارزش هایی برای جنگ قائل شویم و آنها را بپذیریم.اما برای یافتن گرمای شانه های چسبیده به هم برای شتافتن به سوی هدفی مشترک, نیازی به جنگ نداریم.جنگ فریب مان می دهد.تنفر هم چیزی به شوق شتافتن به سوی هدف نمی افزاید.چرا باید از یکدیگر متنفر باشیم؟ ما همگی همبسته ایم و سوار بر یک سیاره ایم و خدمه یک کشتی.اگر رقابت تمدن ها برای بوجود آوردن دستآوردهایی جدید کار درستی باشد ، در عوض همدیگر را دریدن کاری ددمنشانه است.
جنگ ها از زمانی که هواپیما و گاز سمی در آنها به کار می رود جز کشتاری بی رحمانه و خونبار چیز دیگری نیست.هر طرف جنگ پشت دیواری بتونی پناه می گیرد، هر طرف اگر کار بهتری از دستش ساخته نباشد هر شب هواپیماهایش را می فرستد تا طرف مقابل را از درون منهدم کنند، پل ها و مراکز حیاتی را نابود و تولید و مبادله کالاهایش را فلج سازند.پیروزی از آن کسی است که آخر از همه بگندد.اما در این میان هر دو طرف درگیری با هم می گندند.
از کتاب زمین آدم ها اثر آنتوان دوسنت اگزوپری