عاشق واقعی
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون اینکه متوجه شود , از بین او و مُهر نمازش عبور کرد.
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : هی ! چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟
مجنون با خنده گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم , تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد ۱۳۹۴ ساعت 9:44 PM توسط عباس محمدپور
|